لعنت به مردی که...با تو پدر میشه...چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۶ • 3:19اینکه از دور میخندم بهت، اینکه از دور حس میکنم احساستو، اینکه حرفات عجیب تر از خودته و خودت عجیب تر از حرفات، و اینکه اینقد دوس داشتنی ای ینی چی؟کمتر خوب باش لامصّب :)+ خیلی گنگه...آدم فک میکنه تنها نیس ولی تهش خیلی تنهاییِ زی گاه نوشت های من...
چند وقته عکسای دوتایی ننداختیم...یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۶ • 21:6دقیقا همونی که فک میکنی فلان کارو نکنه، همون میاد فلان کارو میکنه :|بعد نمیفهمی که کجای شناختت غلط بوده...که عایا اشتباهه وجود این آدم؟اشتباه بوده از اولشم ینی؟درسته قابل پیش بینی نبودن هیجان انگیزه، ولی خب یه کاری نکنین که نشه شناختت گاه نوشت های من...